گوشهای از کرامات حضرت زهرا علیها السلام

کرامت عبارت است از «انجام کار خارق العاده با قدرت غیر عادی و بدون ادعای نبوت و یا امامت.» (1)
به عقیده اکثریت علمای مذاهب اسلامی - جز گروه اندکی از معتزلیها - صدور کرامت از اولیای خداوند و به دست آنها ممکن است. به قول دانشمندان «ادل دلیل علی امکان الشیی وقوعه; بالاترین دلیل بر امکان چیزی، وقوع و انجام آن چیز است.»در تاریخ نمونههای زیادی از کرامات اولیای خداوند نقل شده است. مثل: سرگذشت حضرت مریم علیها السلام و جریان ولادت فرزندش حضرت عیسی علیه السلام و نزول میوههای بهشتی در محراب عبادت برای او و نیز داستان عاصف بن برخیا و انتقال تخت ملکه صبا از یمن به فلسطین در یک چشم به هم زدن و داستانهایی که شیعه و سنی درباره کرامات حضرت علی علیه السلام نقل کرده اند (2).
در این مقاله بر آنیم تا گوشه ای از کرامتهای حضرت زهراعلیها السلام را بیان کنیم.
1 - سخن گفتن با مادر در دوران جنینی
در دوران بارداری خدیجه کبری، فاطمه علیهاالسلام از درون شکم مادر با وی سخن می گفت، به برخی روایات در این زمینه اشاره می کنیم:الف) از خدیجه علیها السلام نقل شده است: در زمانی که به فاطمه حامله شدم، وی در شکمم با من صحبت می کرد.
«لما حملت بفاطمة کانت حملا خفیفا تکلمنی من باطنی; (3) زمانی که فاطمه را باردار بودم، حملی سبک بود و از باطنم با من سخن می گفت.»
ب) دهلوی نقل می کند: «آن زمان که خدیجه به فاطمه حامله گردید، وی در درون شکم مادر، با وی سخن می گفت و خدیجه این مطلب را از رسول خدا پنهان می کرد. روزی رسول خدا بر خدیجه وارد شد، دید با کسی سخن می گوید، بدون این که شخصی نزد او باشد. فرمود: با چه کسی سخن می گفتی؟ عرض کرد: با کسی که در شکم دارم. حضرت فرمود:«ابشری یا خدیجة هذه بنت جعلها الله ام احد عشر من خلفائی یخرجون بعدی وبعد ابیهم; بشارت تو را ای خدیجه، این [را که در شکم داری] دختری است که خداوند او را مادر یازده تن از جانشینان من قرار داده است; که ایشان پس از من و پدرشان [علی علیه السلام به عنوان امام] خارج می شوند.» (4)
2 - آمدن حور العین و زنان بهشتی هنگام ولادت حضرت زهرا علیها السلام
حضرت خدیجه علیهاالسلام به زنان قریش و بنی هاشم پیغام داد که زمان وضع حمل من نزدیک است، مرا در این امر یاری نمایید، ولی آنان پاسخ دادند: ای خدیجه! چون تو در ازدواجت از سخنان ما سرپیچی نمودی، و محمد یتیم را به همسری برگزیدی، ما نیز تو را یاری نمی کنیم. خدیجه از این جواب سخت غمگین و ناراحت شد، در این هنگام چهار زن، همانند زنان بنی هاشم وارد شدند، در حالی که خدیجه از دیدن آنان هراسان شده بود، یکی از آن چهار زن به خدیجه گفت: غمگین مباش، پروردگارت ما را برای یاری تو فرستاده است. ما خواهران و یاوران تو هستیم. من «ساره » هستم، این «آسیه دختر مزاحم » رفیق بهشتی تو است و این هم «مریم دختر عمران » است و این یکی «کلثوم خواهر موسی بن عمران » است، خدا ما را برای کمک به تو فرستاده است تا یاور و پرستار تو باشیم.یک نفر از آن چهار زن در سمت راست خدیجه، دومی در طرف چپ او، سومی در پیش رویش، و چهارمی در پشت سر او نشستند و فاطمه پاک و پاکیزه تولد یافت.
پس از تولد آن حضرت، ده نفر حور العین، که در دست هر یک ظرفی بهشتی پر از آب کوثر و یک طشت بهشتی بود وارد شدند و حضرت فاطمه را با آب کوثر شستشو دادند و سپس در میان پارچه ای که از شیر سفیدتر، و از مشک و عنبر خوشبوتر بود پیچیدند. (5) »
حضرت فاطمه علیها السلام در هنگام ولادتش حور العین و بانوان عالی مقام یاد شده را کاملا شناخت و با ذکر نام به تک تک آن ها سلام کرد. این کرامت نشان می دهد که ملاقات و آشنایی آن حضرت با آنان بی سابقه نبوده، و آن وجود مقدس قبلا عوالمی را طی کرده و در مسیر ملکوتی خویش، آن فرستادگان آسمانی را دیده و شناخته است (6).
3 - نورانی شدن مکه و جهان با نور ولادت فاطمه علیها السلام
کرامت دیگری که برای آن بانوی بزرگ اسلام ذکر شده، این است که چون آن مولود مقدس پا به دنیا نهاد، نوری از طلعت او ساطع شد که پرتو آن به تمام خانه های مکه وارد گردید، و در شرق و غرب زمین محلی نماند که از نور او بی بهره باشد، چنان که در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «فلما سقطت الی الارض اشرق منها النور...; (7) زمانی که [فاطمه علیه السلام] به دنیا آمد، نور از او ساطع گشت.»در قسمت دیگری از این روایت می خوانیم: «و بشر اهل السماء بعضهم بعضا بولادة فاطمة و حدث فی السماء نور زاهر لم تره الملائکة قبل ذلک (8); بعضی از اهالی آسمان به برخی دیگر ولادت حضرت زهرا را بشارت می دادند، و نور بسیار درخشانی در آسمان حادث شد که فرشتگان قبل از آن نظیرش را ندیده بودند.»
در روایت اهل سنت آمده است: «فلما تم امد حملها وانقضی وضعت فاطمة فاشرق بنور وجهها الفضاء (9); آن هنگام که مدت حمل فاطمه تمام شد، خدیجه او را به دنیا آورد، و به نور جمال او، فضا روشن و منور گردید.»
این نور در روز قیامت آشکارتر خواهد شد، چنانکه از ابن عباس نقل شده که «در روز قیامت، اهل بهشت ناگهان متوجه می شوند که بهشت همانند روشنی روز توسط خورشید، روشن شد، سؤال می کنند که خدایا فرمودی «در بهشت خورشیدی وجود ندارد (10) » پس این نور چیست؟ جبرئیل جواب می دهد، این نور خورشید نیست بلکه نور خنده فاطمه و علی علیهما السلام است. (11) »

4 - سجده هنگام ولادت
کرامت دیگر آن حضرت این است که به هنگام ولادت به سجده افتاد، چنانکه از خدیجه کبری نقل شده است: «فولدت فاطمة، فوقعت علی الارض ساجدة رافعة اصبعها (12); هنگامی که فاطمه به دنیا آمد، به روی زمین به حال سجده افتاد در حالی که نگشت خویش را بالا گرفته بود.»
5 - گفتن شهادتین هنگام ولادت
کرامت دیگر آن حضرت این است که هنگام ولادت، به توحید و رسالت و ولایت شهادت داد. امام صادق علیه السلام در این رابطه می فرماید: «فلما سقطت... فنطقت فاطمة بالشهادتین و قالت اشهد ان لا اله الا الله و ان ابی رسول الله سید الانبیاء و ان بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط (13); بعد از اینکه پا به دنیا گذاشت ... سخن خود را با شهادتین آغاز نمود و گفت: شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست، و پدرم فرستاده خدا و سید و سالار پیامبران است و همسرم سید اوصیاء، و فرزندانم سید و سالار نوادگان رسول خدا هستند.»روایت فوق، اولا نشان می دهد که آن حضرت به هنگام تولد سخن گفته و دیگر این که از آینده و همسری خود با علی علیه السلام و امامت فرزندان خود خبر داده است.
6 - جامه بهشتی
از ابن جوزی نقل شده است: در هنگام زفاف فاطمه علیها السلام (بعد از دادن جامه عروسی خود به فقیر) جبرئیل به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده، عرض کرد: یا رسول الله! پروردگارت سلام می رساند، و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه سلام برسانم و برای فاطمه جامه ای از دیبای سبز از جامه های بهشتی فرستاده است. فاطمه بعد از پوشیدن لباس نزد پدر آمد، حضرت با عبای خود، و جبرئیل با بال های خود آن جامه را پوشاندند تا نور آن باعث آزار دیدگان نشود.(14)
7 - هم صحبتی با ملائکه
دانشمندان شیعه و سنی معتقدند که بعد از پیامبر اکرم یقینا انسان هایی بوده اند که هم سخن ملائکه قرار می گرفتند، منتهی در مصداق آن اختلاف دارند.از کرامت های مهم حضرت این بود که بعد از پدر، با ملائکه هم صحبت بود.
امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «فاطمة بنت رسول الله کانت محدثة ولم تکن بنبیة انما سمیت فاطمة محدثة لان الملائکة کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادی مریم بنت عمران (15); فاطمه دختر رسول خدا، محدثه بود، ولی پیامبر نبود. فاطمه از این جهت محدثه نامیده شده است که فرشتگان از آسمان نازل می شدند و با او همانند مریم دختر عمران گفت وگو داشتند.»
فاطمه بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله 75 روز بیشتر زنده نماند و غم جانسوز داغ پدر، قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش می رسید و او را در عزای پدر تسلیت می گفت (16) و تسلی بخش خاطر غمین زهرا بود، و گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن می گفت و گاه از حوادثی که بعد از رحلت او بر فرزندانش وارد می گردد، خبر می داد. امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آنچه جبرئیل املاء می کرد، همه را به رشته تحریر در می آورد و مجموعه این سخنان در کتاب ویژه ای جمع آوری شده، که به نام "مصحف فاطمه" یاد می شود. در زیارت نامه حضرت می خوانیم: «السلام علیک ایتها المحدثة العلیمة.» (17)
8 - گردش آسیاب
میمونه می گوید: پیامبرصلی الله علیه وآله مقداری گندم را توسط من نزد فاطمه فرستاد تا با دستاس آن را آرد نماید، گندم را نزد حضرت بردم، دیدم حضرت ایستاده (ظاهرا نماز می خواند) ولی آسیاب می چرخید و حرکت می کرد، این خبر را به پیامبرصلی الله علیه وآله عرض کردم، فرمود: خداوند، ناتوانی و ضعف جسمانی فاطمه را می داند، لذا به آسیاب و دستاس دستور می دهد که خود دور بزند، او هم می گردد. (18)از خدیجه علیها السلام نقل شده است: در زمانی که به فاطمه حامله شدم، وی در شکمم با من صحبت می کرد. «لما حملت بفاطمة کانت حملا خفیفا تکلمنی من باطنی; زمانی که فاطمه را باردار بودم، حملی سبک بود و از باطنم با من سخن می گفت.»
9 - حرکت گهواره
در روایتی می خوانیم: «ربما اشتغلت بصلاتها وعبادتها فربما بکی ولدها فرؤی المهد یتحرک وکان ملک یحرکه (19); گاهی حضرت مشغول خواندن نماز و عبادت بود، فرزندش گریه می کرد، گهواره به حرکت درمی آمد، و فرشته ای بود که آن را حرکت می داد.»
10 - غذای بهشتی

علی علیه السلام دیناری قرض گرفته بود که با آن چیزی تهیه کند تا شدت گرسنگی را از فاطمه علیهاالسلام و فرزندانش رفع کند. مقداد را دید که از گرسنگی شدید اهل و عیالش خبر می دهد، حضرت، دینار رابه او بخشید. بعد از خواندن نماز ظهر و عصر، پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: ای اباالحسن آیا شما چیزی در منزل دارید تا به منزل شما بیایم، علی علیه السلام بر اثر خجالت و حیاء از پیامبرصلی الله علیه وآله عرض کرد: تشریف بیاورید. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله دست علی را گرفته و با هم وارد خانه زهراعلیها السلام شدند، او در حال نماز بود و پشت سر وی ظرفی بود که از آن بخار برمی خاست.
وقتی صدای پیامبرصلی الله علیه وآله را شنید، از محراب نماز خارج شده و به پدر بزرگوار خویش سلام کردد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بعد از جواب سلام فرمودند: برای ما غذایی بیاور، خداوند رحمتش را بر تو نازل کند.
فاطمه علیها السلام ظرف غذا را آورده، در مقابل پیامبرصلی الله علیه وآله و علی علیه السلام نهاد. علی علیه السلام سؤال کرد: ای فاطمه! این طعام از کجاست؟ من هرگز طعامی به این خوشرنگی ندیده و خوشبوتر از آن بوئی استشمام نکرده و خوش مزه تر از آن نخورده ام.
رسول اکرم صلی الله علیه وآله دست مبارک خود را بین دو کتف علی علیه السلام نهاد، مختصری فشرد و فرمود: این پاداش دیناری است که تو در راه خدا دادی.
آن گاه اشک رسول خداصلی الله علیه وآله جاری شد و فرمود: سپاس خدای را که ابا می کند که شما را بدون مزد و پاداش از دنیا ببرد. ای علی! پروردگارت می خواهد آنچه را که بر زکریا جاری فرموده، بر تو نیز جاری نماید.
آنگاه رو به حضرت زهرا کرد و فرمود: «ویجریک یا فاطمة فی المجری الذی اجری فیه مریم «کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انی لک هذا قال هو من عندالله; و تو را ای فاطمه در همان مسیری که مریم را حرکت داد، پیش برد. [چنان که قرآن می گوید:] «هر گاه زکریا وارد محراب او می شد، غذای مخصوصی در آن جا می دید، از او می پرسید: ای مریم، این را از کجا آورده ای؟! می گفت: این از سوی خداست.» (20)
قابل دقت است هرچند این غذا پاداش عطای علی علیه السلام است و کرامتی برای او به حساب می آید، ولی برای فاطمه علیها السلام نیز کرامت محسوب می شود; چرا که خداوند به احترام او چنین میوه ای را از بهشت فرستاده است.
11 - زیان نرساندن آتش به بدن فاطمه علیها السلام
انس می گوید: حجاج بن یوسف از این حدیث که عایشه دیده بود فاطمه علیها السلام با دست خود، غذای داغ دیگ را به هم می زند، پرسید. گفتم: بله، عایشه بر فاطمه زهراعلیها السلام وارد شد در حالی که غذا برای حسنین علیهما السلام آماده می کرد، ظرف غذا کاملا می جوشید، دید فاطمه با دست خود (بدون هیچ وسیله ای) دیگ جوشان را به هم زد، عائشه هراسان و فریادزنان نزد پدر خود (ابوبکر) رفت، ماجرا را تعریف کرد، ابوبکر گفت: این صحنه را کتمان کن [و با کسی مطرح نکن] زیرا امر بسیار بزرگی است.این خبر به پیامبرصلی الله علیه وآله رسید، حضرت بالای منبر رفت، بعد از حمد و ثنای الهی، فرمود: ماجرای دیگ و آتش فاطمه زهرا را خیلی بزرگ و عجیب تلقی می کنند ... .
«لقد حرم الله عزوجل النار علی لحم فاطمة ودمها وعصبها وشعرها وفطم من النار ذریتها وشیعتها... الویل ثم الویل، الویل، لمن شک فی فضل فاطمة (21); خداوند آتش را بر گوشت و خون و رگ و موی زهرا حرام نموده است (هرگز به او زیانی نمی رساند) و شیعیان و فرزندان او را از آتش [جهنم] به دور داشته است... . وای بر شما، خشم و عذاب خدا بر کسی که در فضیلت فاطمه شک کند.»
این نوع کرامت، ریشه قرآنی هم دارد، چرا که خداوند آتش را بر ابراهیم علیه السلام سرد و گلستان قرار داد، «یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم » (22) پس بعدی ندارد که بدن فاطمه را که انبیاء به او توسل جسته اند، بر آتش حرام گرداند.
12 - گریه هستی بر گریه زهراعلیها السلام
کرامت دیگر آن حضرت همراهی هستی، با رفتار او و از جمله گریه اوست. وقتی در لحظات آخر عمر پدر بزرگوارش اشک می ریخت، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «والذی بعثنی بالحق لقد بکی لبکائک عرش الله و ما حوله من الملائکة والسموات والارضون و ما فیهما; قسم به آن کسی که مرا به رسالت بر انگیخت همانا از گریه تو عرش خدا و ملائکه و آسمان ها و زمین و تمام موجودات گریستند.» (23)
1 - بیرون آمدن دست های زهراعلیها السلام از کفن

هنگامی که امام علی علیه السلام بدن زهراعلیها السلام را کفن کرد، وقتی که خواست بندهای کفن را ببندد فرزندان خود را صدا زد و فرمود: «هلموا تزودوا من امکم; بیایید از دیدار مادرتان توشه بگیرید.» حسن و حسین علیهما السلام فریاد زنان مادر را صدا می زدند، و می گفتند: وقتی که به حضور جدمان رسیدی سلام ما را به او برسان و به او بگو: بعد از تو در دنیا یتیم ماندیم. آه! آه! چگونه شعله غم دل از فراق پیامبرصلی الله علیه وآله و مادرمان خاموش گردد؟!
امیر مؤمنان می فرماید: «انی اشهد الله انها قد حنت وانت ومدت یدیها وضمتهما الی صدرها ملیا; من خدا را گواه می گیرم که فاطمه ناله جان کاه کشید و دست های خود را باز کرد و فرزندانش را مدتی به سینه اش چسبانید.» ناگاه شنیدم هاتفی در آسمان ندا داد: «یا اباالحسن ارفعهما عنها فلقد ابکیا والله ملائکة السماء ...; ای علی! حسنین را از روی سینه مادرشان بردار، سوگند به خداوند، که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند. (24) »
2 - نام زهراعلیها السلام و نزول آب بهشتی
امام صادق علیه السلام فرمود: از ام ایمن نقل شده، که در راه مکه به جحفه به عطش شدیدی دچار شدم تا آنجا که جانم به خطر افتاد، پس رو به آسمان نموده عرض کردم: ای پروردگار من، مرا دچار تشنگی نموده ای در حالی که من خادمه دختر پیغمبرت می باشم؟ آن گاه دیدم که سطلی از آب بهشتی ظاهر شد، از آن نوشیدم. قسم به خانمم فاطمه زهرا علیها السلام که بعد از آن تا هفت سال گرسنگی و تشنگی بر من عارض نشد. (25)برای حضرت زهرا علیهاالسلام کرامات بسیاری نقل شده است که به دلیل ضیق مقال، به همین مقدار بسنده می کنیم.
نوشتهی: سید جواد حسینی
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
1) شیخ محمدرضا مظفر، بدایة المعارف، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ج 1، ص 239.
2) ر.ک، علامه حلی، کشف المراد، (قم، مؤسسه النشر الاسلامی، پنجم، 1415 ه.ق)، ص 351.
3) عبدالرحمن شافعی، نزهة المجالس، ج 2، ص 227.
4) عیون المعجزات، ص 51.
5) بحار الانوار، (پیشین)، ج 16، ص 80 و ج 43، ص 2 - 4; امالی صدوق، ص 475 - 476. و ر.ک: مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 304.
6) بحار الانوار، (پیشین)، ج 26، ص 117 - 132.
7) بحار الانوار، ج 16، ص 80 - 81; ج 43، ص 2.
8) همان، (پیشین)، ج 43، ص 3.
9) شعیب بن سعد مصری، روض الفائق، ص 214.
10) انسان/13.
11) بحار، (پیشین)، ج 35، ص 241; امالی صدوق، ص 333، ح 11.
12) قندوزی، ینابیع المودة، ص 198; علی بن یونس عاملی، الصراط المستقیم، ص 170.
13) بحار الانوار، ج 43، ص 3.
14) قاضی نورالله حسینی، احقاق الحق، طهران، مکتبة الاسلامیة، ج 10، ص 401.
15) بحار الانوار (پیشین)، ج 26، ص 75.
16) اصول کافی، ج 1، ص 241; بحار الانوار، (پیشین)، ج 22، ص 546 و ج 26، ص 41.
17) بحار الانوار، ج 97، ص 195.
18) عسقلانی، لسان المیزان، چاپ حیدر آباد، ج 5، ص 65; میزان الاعتدال، ذهیس، بیروت، دارالمعرفة، ج 3، ص 468.
19) بحار الانوار، ج 43، ص 45.
20) ذخائر العقبی، چاپ قدس، ص 45 - 47.
21) فاطمة الزهراء، پیشین، ص 102.
22) انبیاء/69.
23) بحار الانوار، ج 22، ص 491 - 484.
24) بیت الاحزان، ص 154.
25) بحارالانوار، ج 62، ص 102; مستدرک الوسائل، ج 5، ص 135، ح 41.
حضرت فاطمه علیهاالسلام در پیشگاه خدا آن چنان معزز بود که بارها مورد عنایت خاص آسمانى قرار گرفته و
موائد
گوناگون از
سوى پروردگار
عالم نازل
مىشد که
اینک به برخى
از آنها
اشاره
مىکنیم:
پیامبر عالى
قدر اسلام به
شدت گرسنه
بود و ضعف و
ناتوانى وى
را از پاى
درآورده بود،
او براى پاره
نانى به
اتاقهاى هریک
از زنانش
مراجعه کرد،
ولى آنان نیز
طعامى
نداشتند.
سرانجام به
خانهى دخترش
فاطمه
علیهاالسلام
سرکشید، تا
در آن خانهى
امید به
مقصود رسد،
ولى فاطمه
علیهاالسلام
و بچههایش
گرسنه بودند
و تکهنانى
در آنجا نیز
به دست
نیامد.
هنوز چند
دقیقه بیش
نبود که رسول
گرامى اسلام
منزل دخترش
را ترک کرده
بود که مختصر
طعامى از سوى
یکى از
همسایهها به
آن بانو
رسید. فاطمه
علیهاالسلام
با خود گفت:
سوگند به
خدا، خود و
فرزندانم
گرسنه
مىمانم، ولى
این تکه نان
و گوشت را به
پدرم
مىخورانم، و
لذا یکى از
حسنین را به
دنبال پدر
فرستاد و او
را دوباره به
خانهاش دعوت
کرد.
فاطمه اهدایى
همسایه را که
دو تکه نان و
مختصر گوشتى
بود، در یک
ظرف سرپوشیده
قرار داده
بود، چون
پدرش دوباره
به خانه او
برگشت، سراغ
طعام رفت و
آن را در
برابر دیدگان
رسول خدا
گذاشت، ولى
ظرف پر از
گوشت و نان
بود، و فاطمه
علیهاالسلام
خود نیز از
این مائدهى
آسمانى تعجب
مىکرد و
خیره خیره به
آن تماشا
مىنمود.
رسول خدا
خطاب به
دخترش گفت:
اى دختر
گرامى! این
طعام چگونه و
از کجا رسید؟
فاطمه
علیهاالسلام
جواب داد:
هو من
عنداللَّه ان
اللَّه یرزق
من یشا بغیر
حساب. فقال:
الحمدللَّه
الذى جعلک
شبیهه بسیدة
نسا
بنىاسرائیل
فانها کانت
اذا رزقها
اللَّه شیئا
فسئلت عنه
قالت: «هو من
عنداللَّه ان
اللَّه یرزق
من یشاء بغیر
حساب.» (1)
آن از برکات
و الطاف الهى
است، خداوند
به هرکسى
بخواهد بدون
محدودیت عطا
مىکند.
رسول خدا چون
سخن دخترش را
شنید فرمود:
سپاس خدایى
را که تو را
همانند مریم
سرور زنان
بنىاسرائیل
قرار داده،
زیرا او نیز
هرگاه مورد
عنایت الهى
قرار مىگرفت
و خداوند
برایش مائده
مىفرستاد،
که جواب سؤال
مىگفت: این
طعام از جانب
خدا است، او
به هرکسى
بخواهد روزى
بىحساب
مىدهد.
آنگاه رسول
خدا على
علیهالسلام
را نیز به
حضورش
فراخواند و
همگى از آن
غذا خوردند و
سیر شدند و
زنان و
اهلبیت
پیامبر نیز
دعوت شدند و
خوردند، ولى
غذا و مائده
آسمانى به
همان صورت
باقى بود.
حتى فاطمه
علیهاالسلام
براى
همسایگان نیز
از طعام
آسمانى که از
الطاف خفیه
الهى سرچشمه
گرفته بود
ارسال
داشت.... (2)
موائد آسمانى
براى فاطمه
علیهاالسلام
در یکى دوبار
محدود
نمىگردد، او
بارها از
خداوند خویش
درخواست طعام
کرد و
پروردگار
عالم نیز
بىدرنگ طعام
بهشتى براى
آن حضرت
ارسال داشت
از آن جمله:
روزى
امیرالمؤمنین
على
علیهالسلام
به شدت گرسنه
بود و از
فاطمه
علیهاالسلام
طعام خواست،
ولى در خانه
چیزى نبود.
فاطمه
علیهاالسلام
گفت: یا على!
در خانه
طعامى نیست،
من و
بچههایت دو
روز است که
گرسنهایم و
مختصر طعامى
هم که بود،
آن را به تو
خوراندیم و
خود در
گرسنگى صبر
کردیم.
على
علیهالسلام
از شنیدن این
سخن
فوقالعاده
ناراحت گشته
و اشک در
چشمانش حلقه
زد و براى
تهیه طعام زن
و فرزندانش
به بازار رفت
و یک دینار
قرض گرفت تا
مشکل گرسنگى
خانوادهاش
را برطرف
سازد، ولى
نشد. چرا؟!
چون یکى از
دوستانش
گرفتار بود و
گرسنگى و
گریه زن و
بچهها او را
در بیرون از
خانه آواره
کرده بود، او
دنبال نان و
پول بود، ولى
چارهاش بدون
چاره....
على از درد
او آگاه شد و
مانند همیشه
ایثار کرد و
دیگران را بر
خود و
خانوادهاش
مقدم داشت و
بدین وسیله
یکى از
دوستانش را
که مقداد نام
داشت خوشحال
و خوشدل
ساخت.
على
علیهالسلام
دست خالى شد
و نتوانست به
خانه رود، رو
به سوى مسجد
کرد و مشغول
عبادت شد از
آن سو پیامبر
خدا صلى
اللَّه علیه
و آله مأمور
گشت شب را در
خانهى على
بسر برد و
لذا بعد از
نماز مغرب و
عشا دست على
را گرفت و
فرمود: على
جان! امشب
مرا به
مهمانى خود
مىپذیرى؟
مولاى متقیان
سکوت کرد،
چرا که زمینه
پذیرایى
نداشت و
فاطمه
علیهاالسلام
و حسنین
گرسنه مانده
بودند و پول
تهیه نان و
گوشت فراهم
نبود، ولى
پیامبر خدا
صلى اللَّه
علیه و آله
دوباره اظهار
داشت: چرا
جواب
نمىدهى؟ یا
بگو: بلى، تا
با تو آیم و
یا بگو: نه،
تا راه دیگر
پیش گیرم.
على
علیهالسلام
عرض کرد: یا
رسولاللَّه!
بفرمایید.
رسول خدا دست
على را گرفت،
دست در دست
او به خانهى
فاطمه
علیهاالسلام
آمد و با هم
به خانه وارد
شده و با
زهرا دیدار
کردند، فاطمه
علیهاالسلام
در حال نماز
و نیایش بود
و خدا را
مىخواند، او
صداى پدر را
شنید و به
سوى او آمد و
خوشآمد گفت
و سفره را
باز کرده و
غذاى مطبوع
آورد، تا
گرسنگان را
سیر کند و
چاره
نیافتهها را
چارهساز
باشد.
على
علیهالسلام
به فاطمه
علیهاالسلام
خیرهخیره
نگاه مىکرد
و با زبان
بىزبانى
سؤال
مىنمود: یا
فاطمه! این
طعام از کجا؟
پیش از آنکه
فاطمه
علیهاالسلام
جواب گوید
رسول خدا دست
بر دوش على
گذاشت و جواب
داد: یا على!
هذا جزا
دینارک من
عنداللَّه.
این غذا
پاداش آن
دینارى است
که به مقداد
دادى.
خداوند به
شما جریان زکریا و مریم را تکرار کرد. (3) و از طعامهاى بهشتى مرحمت نمود... (4)
وقتى که کفار از پیامبر اسلام (ص) انشقاق قمر را خواستند، زمانى
بود که خدیجه (س) به فاطمه (س) حامله بود و خدیجه از این سؤال کفار
ناراحت شده و گفت: زهى تأسف براى کسانى که محمد را تکذیب مىکنند! در
حالى که او فرستادهى پروردگار من است.
پس فاطمه (س) از شکم مادرش صدا کرد: اى مادر! نترس و محزون نباش، زیرا
خدا با پدر من مىباشد.
پس وقتى که مدت حمل خدیجه (س) تمام شد و موقع وضع حمل رسید، خدیجه
فاطمه (س) را به دنیا آورد و او به نور جمال خود تمام جهان را روشن و
منور ساخت.(5)
جناب ابوذر مىگوید: رسول خدا (ص) مرا به دنبال على (ع) فرستاد.
به خانهاش رفتم و او را خواندم، ولى پاسخ مرا نداد. و آسیاب دستى را
دیدم که بدون اینکه کسى باشد به خودى خود، مىگردد. دوباره او را
خواندم، بیرون آمد و با هم نزد رسول خدا (ص) رفتیم و پیامبر متوجه على
(ع) شد و چیزى به او گفت که من نفهمیدم.
گفتم: شگفتا! از دستاسى که بدون گرداننده مىگردد.
آنگاه پیامبر (ص) فرمود: خداوند قلب دخترم فاطمه و اعضا و جوارحش را پر
از ایمان و یقین کرده و چون خداوند ضعف او را دانست، پس در روزگار سختى
به او کمک کرد و کفایتش نمود. مگر نمىدانى که خداوند، فرشتگانى را
قرار داده تا خاندان محمد را یارى دهند؟! (6)
روزى عایشه بر فاطمه (س) وارد شد، در حالى که آن حضرت براى حسن
و حسین (ع) با آرد و شیر و روغن در دیگى غذاى حریره درست مىکرد. دیگ
بر روى اجاق و آتش مىجوشید و بالا مىآمد و فاطمه (س) آن را با دست
خود هم مىزد.
عایشه با اضطراب و نگرانى از نزد او بیرون آمده، نزد پدرش ابوبکر رفت و
گفت: اى پدر! من از فاطمه چیز شگفتآورى دیدم، و آن اینکه دست به درون
دیگى که بر روى آتش مىجوشید برده، آن را به هم مىزد.
گفت: دخترکم! این را پنهان کن که کار مهمى است.
این خبر که به گوش پیامبر اکرم (ص) رسید، بر بالاى منبر رفت و حمد و
سپس الهى را به جاى آورد، سپس فرمود:
همانا مردم دیدن دیگ و آتش را بزرگ شمرده و تعجب مىکنند. سوگند به آن
کسى که مرا به پیامبرى برگزید، و به رسالت انتخاب فرمود، همانا خداى
عزوجل آتش را بر گوشت و خون و موى و رگ و پیوند فاطمه حرام کرده است،
فرزندان و شیعیان او را از آتش دور نمود، برخى از فرزندان فاطمه داراى
رتبه و مقامى هستند که آتش و خورشید و ماه از آنها فرمانبردارى کرده در
پیش رویش جنیان شمشیر زده، پیامبران به پیمان و عهد خود دربارهى او
وفا مىکنند، زمین گنجینههاى خودش را تسلیم او نموده، آسمان برکاتش را
بر او نازل مىکند.
واى، واى، واى به حال کسى که در فضیلت و برترى فاطمه شک و تردید به خود راه دهد، و لعنت و نفرین خدا بر کسى که شوهر او، على بن ابىطالب را دشمن داشته به امامت فرزندان او راضى نباشد. همانا فاطمه، خود داراى جایگاهى است و شیعیانش نیز بهترین جایگاهها را خواهند داشت. همانا فاطمه پیش از من دعا مىکند و شفاعت مىنماید و شفاعتش علىرغم میل کسانى که با او مخالفت مىکنند، پذیرفته مىشود.(7)
1 ـ نورانى شدن چادر مبارک حضرت زهرا سلاماللَّهعلیه
2 ـ آمدن لباسها و زیورهاى بهشتى براى حضرت زهرا
سلاماللَّهعلیه
3 ـ لباس بهشتى حضرت زهرا
سلاماللَّهعلیه در مجلس عروسى
4 ـ نزدیک شدن
مردم به هلاکت به واسطهى نفرین حضرت زهرا
سلاماللَّهعلیه
5 ـ مستجاب شدن نفرین حضرت زهرا
سلاماللَّهعلیه در مورد عمر
6 ـ ملاقات حوریان
بهشتى با حضرت زهرا سلاماللَّهعلیه
7 ـ نازل شدن
جبرئیل بر حضرت زهرا سلاماللَّهعلیه پس از رحلت
پیامبر (ص)
8 ـ در آغوش کشیدن حسنین علیهمالسلام
توسط حضرت زهرا بعد از شهادت
9 ـ خاکسپارى حضرت
زهرا و صحبتهاى زمین با امیرالمؤمنین علیهالسلام
1 ـ آل عمران/ 37.
2 ـ فرائدالسمطین، ج 2، ص 51 و 52، ش 382- تجلیات ولایت، ج 2، ص 319- فضائل خمسه، ج 3 ص 178- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 339- جلاءالعیون شبر، ج 1، ص 136.
3 ـ اشاره است به آیهى 37 سورهى آلعمران که زکریا موائد آسمانى را در محراب مریم دید.
4 ـ محجة البیضاء، ج 4، ص 213- بحار، ج 43، ص 59، و ج 41، ص 30 با اختصار.
5 ـ روض الفائق، ص 214.
6 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 29.
7 ـ فاطمه زهرا (س) شادمانى دل پیامبر، ص 152.